آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 3595 | بازدیدکنندگان آنلاين : 8 
سه شنبه ٣٠ آبان ١٣٩٦
صفحه اصلي >  پژوهش > فهرست موضوعی طرح های پایان یافته > بخس چهارم:همه گيرشناسي وابستگي به مواد  > 4-ارزيابي سريع وضعيت سوءمصرف و وابستگي به مواد در ايران 1383  
4-ارزيابي سريع وضعيت سوءمصرف و وابستگي به مواد در ايران 1383
 

عنوان طرح:

ارزيابي سريع وضعيت سوءمصرف  و وابستگي به مواد در ايران 1383

هومان نارنجي­ ها

همکاران طرح: حسن رفيعي، احمدرضا باغستاني، رؤيا نوري، پيمانه شيرين­ بيان، افشين وجداني روشن، محمد حسن فرهادي، حسين اعتمادي

1384

مقدمه

سياست­گذاران عرصة اعتياد براي روزآمد کردن اطلاعات و يافته ­هاي خود به منظور طراحي برنامه ­هاي مؤثرتر در اين حوزه نيازمند پژوهش­هايي هستند که در اسرع وقت چشم اندازي از وضعيت موجود اعتياد را در اختيار آنان قرار دهد و از سوي ديگر پديدة اعتياد به سبب چند وجهي بودن و همچنين تغييرات پنهاني و سريع نيازمند مداخلات جامع و دقيق و در عين حال سريع و پويا است. به زبان ديگر پايه و اساس سياست­گذاري، برنامه‌ريزي و انتخاب روش­هاي مقابله با اعتياد،  اطلاعات و آگاهي روزآمد از روند تغييرات پديده اعتياد در طول زمان است. تغيير الگوي مصرف و خصوصيات افراد مصرف كننده،  از جمله اين تغييرات است كه بدون علم به آنها  سياست­گذاري در حوزه‌هاي پيشگيري و درمان امكان پذير نخواهد بود.  لذا لازم است با جمع آوري و تحليل اطلاعات به شكلي سريع،  موجز و كاربردي،  تصويري از پديده اعتياد را در هر مقطع ثبت كرد تا با كنار هم قرار دادن اين تصاوير، بتوان تحولات پديده را نيز شناسايي و احتمالاً پيش‌بيني كرد.  منظور ما از  ارزيابي سريع وضعيت سوءمصرف  و وابستگي به مواد كه مي‌بايد هر سال يك بار انجام شود، چنين كاري است. ارزيابي سريع وضعيت سوءمصرف  مواد  تنها يكي از روش­هاي جمع آوري اطلاعات است كه براي شناسايي پديده‌هاي پنهان نظير اعتياد، طراحي و مفيد بودن آن نشان داده شده است.  تحليل وضعيت با هر روشي كه انجام شود،  در نهايت بايد قادر باشد توصيفي از وضعيت اعتياد را در اختيار مؤسسه داريوش و از اين طريق، ساير دستگاه­هاي مرتبط با اعتياد قرار دهد.  به طور مثال سياست­گذاران بر اساس اين مطالعه بايد بتوانند در‌يابند مصرف قرص­هاي جنون آور شيوع بالايي يافته كه در طول ماه­هاي گذشته بي ­سابقه بوده است و لذا طراحي مداخلاتي براي پيشگيري و درمان آن ضروري است. 

ارزيابي سريع وضعيت سوءمصرف و وابستگي به مواد اولين بار در سال 1377 در حوزه معاونت امور فرهنگي و پيشگيري سازمان بهزيستي کشور اجرا شد. اميدواريم که با اجراي سالانة طرح ارزيابي سريع وضعيت سوءمصرف  و وابستگي به مواد علاوه بر دستيابي به اطلاعات، موانع اجرايي و علمي اين روش را نيز رفع کنيم و در حد وسع خود به ارتقاي روش نيز بپردازيم.  

ظهور روش­هاي ارزيابي سريع بر پاية ديدمان (پارادايم) كاركردگرا و تحولات جديد آن بوده است.  پايه ­هاي نظري ديگر اين روش مطالعه، كنش متقابل نمادين، پديده شناسي و روش شناسي مردمي است. گروان ذكر مي­كند خطاي كاپيتاليسم و سوسياليسم در جهت تغيير شكل دادن زندگي فقرا مبناي نياز به ديدمآنهاي جايگزين براي فهم جامعه و مشكلات آن و بستر بالقوة تغييرات آن قرار گرفت. تمام کارگزاري­هاي (آژانس­هاي) ملل متحد كه در حوزة گسترش وتوسعة سلامت فعال هستند، ارزيابي سريع وضعيت را انجام مي­دهند كه در آن نكات زير نقش محوري دارند: 1)توسعة برنامه 2)جمع آوري داده­ها 3)پايش و ارزشيابي 4)اطلاعات، آموزش و ارتباطات.    

نيازهاي عملي به برنامه­ ريزي براي طراحان و سياست­گذاران مبنايي شد تا با استفاده از اين روش، بر آرا، نگرش­ها و رفتارهاي شهري و روستايي و نيز برنامه­هاي خدمات رساني تمركز شود،  تا مبنايي براي سنجش و ارتقاي برنامه ­ها وسلامت جامعه گردد. در پاسخ به اين نياز گروه كوچكي از انسان شناسان در ابتداي سال 1980با ابزارهايي كه بتواند در زماني كوتاه، با مشاهدة  مستقيم و مصاحبه­ هاي ساختار نيافته و گروه­هاي متمركز،  اطلاعاتي عميق به دست دهد كار خود را آغاز كردند.

به اين منظور در سال 1984 راهنماي عرصه (فيلد) طراحي شد و در سال 1986 تعديل­ هايي روي آن انجام شد و براي مراقبت­هاي اولية بهداشتي واژة اختصاري ارزيابي سريع را به خود گرفت.  از سال 1980 در مراکز و  گروه­هاي توسعه،  اين روش­ها جايگاه بين المللي پيدا كرد وسازمان­هاي جهاني نيز از آن استفاده و حمايت گسترده­اي كردند تا جايي كه اين مدل ارزيابي كاربردهاي نويني پيدا كرد. 

اهداف تحقيق:

هدف کلي اين مطالعه بررسي وضعيت سوءمصرف  و وابستگي به مواد اعتيادآور در ايران

 اهداف اختصاصي تحقيق  عبارت بودند از:

1-   بررسي سريع وضعيت سوءمصرف  و وابستگي به مواد در 28 استان کشور

2-   کسب اطلاعات روزآمد در مورد ويژگي­هاي افراد سوءمصرف کننده و وابسته به مواد در ايران

3-   شناخت الگوي مصرف مواد (نوع ماده، روش مصرف و... )

4-   شناخت عوامل مرتبط با شروع و تداوم مصرف مواد در ايران

5-   شناخت وضعيت درمان معتادان ايراني

6-   شناخت وضعيت بيماري­هاي ايدز و هپاتيت در بين معتادان ايراني

7-   شناخت رفتارهاي پرخطر در ميان معتادان ايراني (تزريق مواد، روابط جنسي و... )

8-   شناخت وضعيت ارتکاب جرم در ميان معتادان ايراني

روش تحقيق:

از خصوصيات روش ارزيابي سريع مي­توان به موارد زير اشاره كرد: سرعت بالاي جمع آوري اطلاعات در مقايسه با ساير روش­ها، انعطاف پذيري بر اساس شرايط موجود در هر جامعه، ادغام روش­هاي كمّي و كيفي مطالعه، هزينة كم و مقرون به صرفه بودن، بررسي اسناد و مدارک موجود و مستند سازي نيازهاي جامعه، امکان مقايسه در طول زمان براي تحليل روند.

در اين روش براساس شرايط بومي و ويژة منطقه مي­توان مدل­هاي خاصي را براي جمع آوري و ساماندهي اطلاعات طراحي کرد و از روش­هاي گوناگون کمّي و کيفي براي رسيدن به جمع­ بندي نهايي بهره برد. در اين روش تنها به اطلاعات معتادان بسنده نمي­شود و از ساير منابع اطلاعاتي مانند خانواده­ها، مسؤولان، درمانگران و ساير اطلاعات موجود  نيز استفاده مي­شود. در اين روش به توصيف يافته هاي به دست آمده از معتادان پرداخته مي­شود و منابع تأمين اين اطلاعات گوناگون­اَند. تئوري اصلي اين مدل بر به دست آوردن شاخص­هاي گوناگون اعتياد از منابع مختلف، در مدت زماني کوتاه و با استفاده از روش­هاي مختلف کمّي و کيفي استوار است.

مناطق مورد مطالعه: با توجه به بومي بودن فرهنگ اعتياد در استان­هاي مختلف کشور، 28 استان کشور براي تکميل اطلاعات پرسشنامه­ اي انتخاب شدند و مرکز هر استان به عنوان حوزة اصلي نمونه­ گيري قرارگرفت. حجم نمونه: براساس مدل ارزيابي سريع در صورتي که بتوان با تعداد اندکي از نمونه، الگوي غالب را تشخيص داد و به اهداف مطالعه دست يافت به همان تعداد محدود بسنده مي­شود و گزارش نهايي تهيه خواهد شد. در مرور منابع چيزي به عنوان روش تعيين حجم نمونه در مدل ارزيابي سريع ذکر نشده است.

در اين تحقيق بعد از اولويت قرار دادن روش مصرف تزريق در بين معتادان و شيوع 5/21 درصدي مصرف تزريقي مواد در طول عمر براساس مطالعة ارزيابي سريع وضعيت سوءمصرف  مواد در ايران تعداد مورد نياز اين بررسي در کل کشور 4502 نفر برآورد گرديد.

جمعيت مورد مطالعه و شيوة نمونه ­گيري: سه گروه معتادان خياباني، زنداني و مراجعان به مراکز درماني به عنوان منابع استخراج اطلاعات انتخاب شدند. بعد از محاسبات لازم تعداد معتادان مورد نياز در زندان 400 نفر،  تعداد معتادان مورد نياز در مراکز درماني نيز 400 نفر تعيين گرديد. لذا بدين ترتيب تعداد معتادان خياباني 3700 نفر شد.

بعد از اين مرحله تعداد معتادان بر اساس جمعيت مرکز هر استان درصد بندي شد و تعداد نمونه استان­ها به طور مشخص ذکر گرديد. در اجراء بعد از توزيع 4500 عدد پرسشنامه در سطح کشور،  تعداد پرسشنامه­ هاي دريافت شده در هر حوزه به تفکيک عبارت بودند از452 مورد از مراکز درماني،  387 مورد از زندان­ها، و 4091 مورد از خيابان.

 

بحث و نتيجه­ گيري:

با بررسي دو گروه معتادان و جمعيت کشور مي­توان دريافت جمعيت معتادان در گروه­هاي سني 29 تا 34 سال با فاصلة نسبتاً زيادي از جامعه عمومي کشور بالاتر بود و اين امر حاکي از جوان بودن معتادان کشور بود.

يافته­ هاي بررسي نشان داد که در مقايسه با سال­هاي گذشته ميانگين سني افراد معتاد کاهش يافته و افزايش جمعيت معتادان در رده­هاي سني 20-30 سال مؤيد همين نکته بود. افراد کليدي نيز جوان­تر شدن اعتياد را تأييد کردند. علت کاهش ميانگين سني جمعيت معتادان و افزايش شيوع اعتياد در گروه­هاي سني جوان­تر جامعه حاکي از ضعف اقدامات پيشگيرانه در طول سال­هاي گذشته است.

مقايسة توزيع جنسي معتادان نمونه تحقيق با بررسي سال 77 نشان مي­دهد که درصد زنان معتاد (حدود 9/6 درصد) تغيير محسوسي نکرده است.

با حذف استان کرمان از مطالعة ارزيابي سريع سال 1377 آن­هم به علت تفاوت فاحش اين استان از نظر نمونه­ گيري معتادان استاني، رقم معتادان روستايي در شهرها نيز در مقايسه با سال­هاي گذشته تغيير چنداني نکرده است.

تعداد افراد مجرد در طول اين سال­ها افزايش يافته است که با جوان­تر شدن اعتياد در کشور آن­ هم بر اساس اطلاعات جداول مرتبط با سن منطقي به نظر مي­رسد.

يافته­ ها حاکي از سطح تحصيلات پايين در گروه معتادان است و 85 درصد افراد معتاد زير ديپلم نشان مي­دهد که جدا شدن افراد از مجموعة آموزشي وزارت آموزش و پرورش در سوق داده شدن اين افراد به سمت اعتياد نقش زيادي دارد.

  حال بايد ضمن بررسي علل اين جدا شدن و نحوة حفظ اين رابطه به اين نکته نيز انديشيد که اگر فردي از مجموعه آموزشي مدرسه جدا شد بتوان وي را در مجموعة ديگري مانند اجتماعات پيشگيرانه کوچک­تر مانند محله، محل کار و ...   مورد پيگيري و مداخلات پيشگيرانه قرار داد.

با توجه به اين که شاخص مناسبي براي سنجش سطح اقتصادي اجتماعي افراد وجود نداشت بسياري از شاخص­هاي احتمالي را که در سنجش اين ميزان مؤثر واقع شدند، مورد بررسي قرار داديم. با توجه به اين که 32 درصد معتادان در منازل با متراژ بيش از 126 متر زندگي مي­کردند،  27 درصد آنان منزل شخصي داشتند، 17 درصد در مناطق خوب شهر ساکن بودند، 4 درصد بُعد خانوار زير 4 نفر داشتند و حدود 20 درصد آنان بيش از 300 هزار تومان درآمد خانوار داشتند، مي­توان دريافت حدود 30 درصد معتادان نزديک به يک سوم معتادان کشور در طبقة خوب جامعه قرار داشتند. همچنين معتادان متعلق به طبقة ضعيف جامعه نيز حدود يک سوم معتادان کشور را شامل مي­شد.  به عبارت ديگر اعتياد در تمامي لايه­ هاي اقتصادي اجتماعي جامعه به طور مساوي گسترش يافته است، يعني هيچ يک از گروه­هاي اقتصادي- اجتماعي جامعه از مشکل و خطرات اعتياد در امان نيست. اين جاست که لزوم پيشگيري در کلية سطوح جامعه اعم از ضعيف و قوي احساس مي­شود و نبايد طبقه ­اي را به صرف برخوردار بودن از امکانات خوب رفاهي و تفريحي از اين مداخلات محروم کرد.آن چه در جامعه به چشم مي­خورد معتادان کارتُن خواب و ولگرد است که اين تصاوير که رد پاي آن در عکس­هاي قديمي و کليشه ­اي اعتياد نيز به چشم مي­خورد اين نکته را القا مي­کند که معتاد فردي متعلق به گروه ضعيف و فقير جامعه است. بسياري از افراد کليدي نيز آن را تأييد کرده­اند. حال مي­توان گفت که چنين باوري صحت ندارد و مي­توان ادعا نمود که آن طبقه­اي که از وضع مالي خوبي برخور دارند نيز به اين معضل گرفتارند، وليکن اين افراد به سبب مخفي بودن آن در کنار خيابان و معابر عمومي با آن چهره زنده ظاهر نخواهند شد بلکه از چهره­هاي پنهان اعتياد محسوب مي­شوند.

بسياري ازمعتادان الکل و سيگار را در سن کم و با يک الگو آغاز کردند که احتمالاً بسياري از آنان در يک موقعيت يکسان به مصرف آن مبادرت ورزيدند. ولي نتايج نشان مي­ دهد بسياري از معتادان زير سن 20 سالگي مصرف سيگار و الکل را آغاز کردند که با بررسي­هاي عمومي در جامعه مي­توان دريافت که سن اولين تجربة سيگار و الکل در بين معتادان و ساير افراد جامعه چقدر تفاوت دارد و براساس آن بتوان ميزان خطر ابتلاء به اعتياد و رابطة آن را با سن شروع الکل و سيگار استخراج کرد.

بالا بودن ميزان شيوع پدران سيگاري و الکلي در خانواده معتادان خود مي­تواند گواهي از عوامل خطرساز اعتياد در خانواده باشد. بديهي است با توجه به ميزان شيوع مصرف اين مواد در جامعه شيوع 50 درصدي الکل و سيگار در پدران افراد معتاد يکي از عوامل خطرساز در محيط خانواده محسوب مي­شود. الگوسازي فرزندان از پدران سيگاري و الکلي واقعيتي است که بايد آن را پذيرفت و نسبت به آگاه سازي قشر کودک و نوجوان کوشيد.

سهم 40 درصدي وابستگي به سيگار و الکل نزد برادر فرد معتاد نيز خود حاکي از وجود عامل خطرسازي ديگر در محيط خانواده است. اين آمار نيز حاکي از بالا بودن ميزان مصرف سيگار و الکل در خانواده فرد معتاد بود.

مواد جديد 15 درصد کل مواد مصرفي معتادان را تشکيل داده بودند که اين مواد عبارت بودند از اکستاسي، کوکائين، ال اس دي، کراک، شيشه،  بوپر­نورفين،  کريستال، آيس و غيره.

در صورتي که اعضاي خانواده با توجه خاص و پيگيري خود بتوانند فرد معتاد را به موقع شناسايي کنند، قادر خواهند بود وي را در همان اوایل اعتياد به سمت درمان سوق دهند. آن چه اطلاعات اين بررسي نشان مي­دهد اين است که 45 درصد خانواده­ها 1 تا 3 سال بعد از آغاز اعتياد فرد معتاد در خانواده از اعتياد وي با خبر مي­شوند. اين امر نشان مي­ دهد که با توجه اعضاي خانواده به رفتارهاي تغيير يافتة فرد معتاد کم است يا از علائم و نشانه­ هاي اعتياد خبر ندارند تا بتوانند به موقع اين رفتارها را شناسايي کنند.  از اين رو به نظر مي­رسد که آگاه سازي خانواده­ها در خصوص علائم و آثار اعتياد و همچنين روش­هاي کمک کردن به فرد معتاد براي درمان، از نيازهاي جدي خانواده­هاست.

بسياري از معتادان از طريق مصرف خود سرانة انواع گياهان و داروهاي شيميايي اقدام به درمان اعتياد خود مي­کردند. 63 درصد افراد معتاد اولين بار به مکاني غيرتخصصي براي درمان اعتياد مراجعه مي­کردند، اين مکان­ها و روش­ها عبارت بودند از عطاري­ها، منزل دوستان، کپسول­هاي دست­ ساز، و ساير قرص­هاي مخدر. بديهي است که با درمان غيرتخصصي و پرداختن صرفاً به مشکلات جسماني ميزان موفقيت درمان را کاهش و احتمال عود را افزايش مي­دهد. علت کوتاهي مدت پاکي معتادان احتمالاً استفاده از همين مراکز و روش­هاي غيرتخصصي است. 

در مراکز درماني اعتياد هنوز تمرکز بر درمان­هاي دارويي است و اين جا لزوم تقويت مراکز خصوصي و آموزش بيمار و اعضاي خانواده در زمينه مداخلات و درمان­هاي غيردارويي احساس مي­شود چرا که ميزان ارائة خدمات به نسبت تعداد مراکز در مراکز خصوصي بيشتر بود و بسياري از معتادان احتمالاً به علت علاقه بر مخفي بودن مدارک و نام و نشان خود به حضور در مراکز درمان خصوصي تمايل نشان مي­دهند. اما آن چه در مراکز درماني مورد نياز است نظارت دائم و مستمر بر نحوة درمان و پذيرش بيماران است. همچنين لزوم توانمند سازي نيروهاي درمانگر در مراکز با خدمات گوناگون به چشم مي­خورد. 

يکي از حوزه ­هاي ذکر شده آغاز مصرف مواد منزل است. فرد يا در منزل شخصي خود يا دوستانش به مصرف مواد مي­پردازد که اين جا  لزوم آگاه سازي و آموزش اعضاي خانواده براي دقت در تشخيص اعتياد بسيار کمک کننده است. اما ساير مکان­ها مانند سربازخانه­ ها و محيط ­هاي کار به کارفرمايان خصوصي و دولتي مربوط مي­شود و برنامه ­ريزي آنان را مي­طلبد.

دانشگاه علوم بهزیستی...مراکز پژوهشی دانشگاهگروه های آموزشیمراکز درمانیکتابخانه مرکزیتماس با دانشگاه

 Copyright © 2009 U.S.W.R  - All rights reserved .     دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی