آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 2932 | بازدیدکنندگان آنلاين : 5 
چهارشنبه ٢٩ شهريور ١٣٩٦
صفحه اصلي >  پژوهش > فهرست موضوعی طرح های پایان یافته > بخس چهارم:همه گيرشناسي وابستگي به مواد  > 2-بررسي وضعيت سوءمصرف داروهاي استروئيدي آنابوليك و ... 
2-بررسي وضعيت سوءمصرف داروهاي استروئيدي آنابوليك و ...
 

عنوان طرح:

بررسي وضعيت سوءمصرف داروهاي استروئيدي آنابوليك و تركيبات اعتيادآور در ورزشكاران مرد رشتة بدنسازي

هومن انگوراني

1385

مقدمه

از تاريخ بسيار دور، برخي از ورزشکاران، به هدف پوشاندن برخي از کاستي­هاي توانايي­هاي شخصي، به بهره­ گيري از مواد خاصي دست مي­زنند، که با توجه به مشابهت آن با غسل تعميد، به ايجاد واژه­اي به نام دوپينگ منجر گرديده است. اين عمل به صورت بهره­ گيري از مواد خارجي يا داخلي بدن به هدف افزايش کارايي و توانايي ورزشي مشخص مي­ گردد.

در ايران، با رشد باشگاه­هاي بدنسازي و استقبال جوانان به اين دسته ورزش­ها، جوانان و نوجوانان بسياري در معرض خطر استفاده از ترکيبات نيروزا از قبيل استروئيدهاي آنابوليک قرار گرفته­ اند. اين در حالي است که بهره­ گيري از اين مواد مي­تواند عوارض جسمي و رواني برگشت ناپذيري را به همراه داشته باشد، که اثرات آن در مطالعات بسياري به صورت علمي به اثبات رسيده است. از مهم­ترين عوارض ناخواستة استروئيدهاي آنابوليک مي­توان به مشکلات کبدي و قلبي و کليوي اشاره نمود.

بسياري از پزشکان با افرادي روبرو مي­شوند، که بدون تجويز پزشک، از استروئيدهاي آنابوليک استفاده کرده­ اند، و سهم قابل توجهي از ايشان نيز مواجهه با افرادي را گزارش مي­ نمايند، که اين کار را مداوم تکرار مي­کنند، و سهم قابل توجهي از اين افراد، ورزشکاراني هستند که به بدنسازي مشغول می­باشند. مشکل ديگر نيز تجويز برخي از پزشکان براي ورزشکاران بدنساز مي­باشد.

مصرف آنابوليک­هاي استروئيدي که به افزايش قدرت و حجم عضلات منجر مي­شوند، يک مشکل شايع در اکثر نقاط دنيا است. اين امر که براي افزايش توانايي در مسابقات و يا بهبود ظاهر مورد استفاده قرار مي­گيرد، در اکثر موارد بدون تجويز پزشکان انجام مي­شود. با توجه به اين که مصرف استروئيدها در بسياري از موارد به صورت تزريقي مي­باشد، يکي از مشکلات ديگر تزريق­هاي مشترک و با استفاده از روش­هاي غير استاندارد و ايمن مي­باشد.

با توجه به عوارض وسيع و اهميت پرهيز فضاهاي ورزشي از بهره­ گيري از داروهاي نيروزا و مخدر، مطالعة حاضر با هدف بررسي وضعيت سوءمصرف داروهاي استروئيدي آنابوليک و ترکيبات اعتيادآور در ورزشکاران مرد رشته بدنسازي در باشگاه­هاي بدنسازي شهر تهران و همچنين بررسي ارتباط آن با خصوصيات شخصی و اجتماعی، مرتبط با ورزش و تصوير ذهني بدن انجام شد.

اهداف تحقيق:

 هدف كلي طرح بررسي وضعيت سوءمصرف داروهاي استروئيدي، آنابوليك و تركيبات اعتيادآور در ورزشكاران مرد در رشتة بدنسازي در شهر تهران است.

اهداف جزيي اين طرح شامل موارد زير است:

 الف ) تعيين فراواني سوءمصرف مواد غير قانوني (اعتيادآور) در ميان ورزشکاران باشگاه‌هاي بدنسازي شهر تهران.

ب) تعيين فراواني سوءمصرف داروهاي نيروزا (استروئيدي آنابوليک) در ميان ورزشکاران باشگاه‌هاي بدنسازي شهر تهران.

ج) بررسي ارتباط بين سوءمصرف مواد غير قانوني (اعتيادآور) و متغيرهاي شخصی و اجتماعی در ميان ورزشکاران باشگاه‌هاي بدنسازي شهر تهران.

د) بررسي ارتباط بين سوءمصرف مواد غير قانوني (اعتيادآور) و خصوصيات مرتبط با ورزش (شامل انگيزه ورزش) در ميان ورزشکاران باشگاه‌هاي بدنسازي شهر تهران.

ه) بررسي ارتباط بين سوءمصرف داروهاي اعتيادآور و سلامت روان در ميان ورزشکاران باشگاه‌هاي بدنسازي شهر تهران.

و) بررسي ارتباط بين سوءمصرف داروهاي اعتيادآور و تصوير ذهني بدن در ميان ورزشکاران باشگاه‌هاي بدنسازي شهر تهران.

ز) بررسي ارتباط بين سوءمصرف داروهاي نيروزا (استروئيدي آنابوليک) و متغيرهاي شخصی و اجتماعی در ميان ورزشکاران باشگاه‌هاي بدنسازي شهر تهران.

ح) بررسي ارتباط بين سوءمصرف داروهاي نيروزا (استروئيدي آنابوليک) و خصوصيات مرتبط با ورزش (شامل انگيزه ورزش) در ميان ورزشکاران باشگاه‌هاي بدنسازي شهر تهران.

ط) بررسي ارتباط بين سوءمصرف داروهاي نيروزا (استروئيدي آنابوليک) و سلامت روان در ميان ورزشکاران باشگاه‌هاي بدنسازي شهر تهران.

ي) بررسي ارتباط بين سوءمصرف داروهاي نيروزا (استروئيدي آنابوليک) و تصوير ذهني بدن در ميان ورزشکاران باشگاه‌هاي بدنسازي شهر تهران.

روش تحقيق:

  مطالعة حاضر در دو نوع توصيفي _ تحليلي و مقطعي انجام شد و جمعيت مورد مطالعه ورزشكاران مرد رشتة بدنسازي شهر تهران بودند كه در سالن­هاي بدنسازي مشغول به فعاليت بودند. به علت نامشخص بودن تعداد ورزشكاران در هر باشگاه، در هر منطقه 10% از باشگاه ها به طور تصادفي انتخاب شدند  و در نهايت نمونه ها 930 مرد در محدوده سني 54_ 14 بودند.

ابزار جمع آوري اطلاعات يك چك ليست طراحي شده توسط محقق و گروه تحقيق و همچنين پرسشنامة سلامت عمومي گلدبرگ 28 سؤالي و پرسشنامة تصوير ذهني بدني (MBRSQ) بود و در آخر اطلاعات طي مصاحبه­اي كه به صورت ميانگين 5/0 ساعت به طول آن جاميد، تكميل گرديد.

پرسشنامة گلدبرگ يك پرسشنامة 28 سؤالي است كه هدف آن سنجش سلامت رواني در حيطه­ هاي غير سايكوتيك است. اين پرسشنامه علاوه بر نمرة كلي داراي چهار مقياسD  تا  Aمي­باشد كه به ترتيب علايم سوماتيك، اضطراب، اختلال عملكرد اجتماعي و افسردگي شديد را مي­ سنجد. اين پرسشنامه  داراي پايايي و روايي مطلوب است.      

   پرسشنامة تصوير ذهني بدن[1] (MBRSQ: رضايت از بدن با استفاده از پرسشنامة تغييريافتة تصوير ذهني بدن ثبت گرديد که داراي زير مقياس­هاي ارزيابي وضع ظاهري، گرايش به ظاهر، ارزيابي تناسب، گرايش به تناسب، وزن ذهني و  رضايت از نواحي بدن مي­باشد. پرسشنامة اصلي علاوه بر اين زير مقياس­ها، داراي زير مقياس­هاي ارزيابي سلامت، گرايش به سلامت و گرايش به بيماري و افزايش وزن است.

اين پرسشنامه نيز از پايايي و روايي مطلوب برخوردار است. براي توصيف داده‌ها، ابتدا داده­ها به وسيلة جداول توزيع فراواني، نمودار وشاخص‌هاي عمودي (مرکزي، پراکندگي) نشان داده شد.

به منظور تجربه و تحليل استنباطي داده­هاي کمّي از آزمون­هاي پارامتريكANOVA – T-test  استفاده شد و به منظور تحليل داده­هاي کيفي يا کمّي گسسته از آزمون غير پارامتريک کاي دو بهره گرفته شد، کلية آزمون­هاي آماري با استفاده از نرم افزار SPSS محاسبه شدند.

بحث و نتيجه­ گيري:

خصوصيات مرتبط با  مصرف مواد وابستگي ­آور (غيرقانوني): مصرف مواد وابستگي­ آور با  بُعد خانوار و سطح ماهانه درآمد ارتباط معني­ دار آماري داشت، اما با سن، تعداد مربيان، تعداد اعضاي باشگاه، هزينة عضويت در باشگاه، مساحت باشگاه، سن، طول مدت عضويت در باشگاه و تعداد ساعت­هاي ورزش در طي هفته و سلامت روان همبستگي معني­ داري را نشان نداد.

نتايج نشان داد كه مصرف مواد وابستگي­ آور با دارا بودن شغل همبستگي معني­ داري ندارد.

همچنين مصرف مواد وابستگي ­آور با محل سکونت، سطح تحصيلات، ورزش با انگيزة کسب اعتبار اجتماعي، انگيزة ورزش با هدف جلب توجه دوستان و اطرافيان،  انگيزة ورزش با هدف تقويت اعتماد به نفس، انگيزة ورزش با هدف کسب قهرماني، انگيزة ورزش با هدف باشگاه داري، انگيزة ورزش با هدف تفريح و سلامتي، همبستگي معني­ داري را نشان نداد.

و همچنين مصرف مواد وابستگي ­آور با انگيزه ورزش به هدف تناسب اندام، مصرف استروئيدها  همبستگي معني­ داري را نشان داد.

خصوصيات مرتبط با  مصرف مواد نيروزا

اين آناليز در 906 نفر انجام گرديد.150 نفر از جمعيت مورد مطالعه مواد نيروزا را مصرف مي­کردند (6/16%) و 756 (4/83%) هيچ گونه مواد نيروزا را مصرف نمي­ کردند.

مصرف مواد نيروزا با سطح ماهانه درآمد ارتباط معني­ دار آماري را نشان داد، اما با تعداد مربيان، تعداد اعضاي باشگاه، هزينة عضويت در باشگاه، مساحت باشگاه، سن، بُعد خانوار، طول مدت عضويت در باشگاه، و تعداد ساعت­هاي ورزش در طي هفته همبستگي معني ­دار آماري را نشان نداد.

در جمعيت مورد مطالعه، وضعيت تأهل، سطح تحصيلات، وضعيت مسکن، ورزش با انگيزة کسب اعتبار اجتماعي، ورزش به هدف جلب توجه دوستان و اطرافيان، ورزش به هدف تقويت اعتماد به نفس، ورزش به هدف کسب اهداف ورزشي، ورزش به هدف باشگاه داري، با ورزش به هدف تفريح و سلامتي،  با مصرف مواد نيروزا ارتباط همبستگي معني­ دار آماري را نشان نداد. ولي در دارا بودن شغل با مصرف مواد نيروزا ارتباط همبستگي معني ­دار آماري  نشان داده شد.

در مطالعات حاضر متغيرهاي مرتبط با ورزش از قبيل انگيزه و طول مدت و خصوصيات ورزشي به عنوان عوامل اجتماعي، با در نظر گرفتن يک مدل نظري، که طي آن سوءمصرف مواد تحت تأثير اين متغيرها مي­باشد، انجام شد. البته لازم به تذکر است که مطالعه حاضر، به صورت مقطعي انجام شد و سوءمصرف مواد غيرقانوني و همچنين مصرف مواد نيروزا گزارش شده شامل تجربه در طي عمر مي­باشد. بنابراين، نمي­توان رابطة عليتي را از مطالعه حاضر به دست آورد.

 مطالعة حاضر شيوع قابل توجه سيگار، مواد مخدر، و نيروزاها را در ورزشکاران نشان داد. خصوصيات مرتبط با مصرف سيگار، مواد مخدر و نيروزا شامل برخي از خصوصيات دموگرافيک، انگيزه­هاي ورزشي بود. مهم­تر از ساير يافته­ ها اين مسأله که مصرف مواد ذکر شده در بسياري از موارد با يکديگر همراه است، به نحوي که وجود يکي احتمال ديگري را در جمعيت افزايش مي­دهد. شايعترين مواد غيرمجاز مورد مصرف آمفتامين­ها بود، که در مطالعات پيشين کانابيس و حشيش بوده است. بنابراين الگوي مصرف مواد در ورزشکاران ايراني احتمالاً با ساير کشورها متفاوت است.

در مدل نظري تحقيق حاضر، لازم به ذکر است که هيچ يک از متغيرهاي فردي از قبيل سطح اجتماعي اقتصادي و سن و همچنين سلامت روان با سوءمصرف مواد همبستگي نداشت و متغيرهاي مرتبط با سوءمصرف مواد شامل متغيرهاي مرتبط با ورزش بودند، که از اين بين انگيزه ورزش با سوءمصرف مواد مرتبط بود. بنابراين، مدل نظري تحقيق حاضر، جهت تعيين همبستگي متغيرهاي شخصی و اجتماعی (سن، سطح تحصيلات، سطح اجتماعي- اقتصادي، وضعيت تأهل)، متغيرهاي مرتبط با ورزش (انگيزه، طول مدت ورزش، خصوصيات باشگاه، هزينة ورزش) و سلامت روان (بر اساس GHQ) و همچنين تصوير ذهني از بدن با سوءمصرف مواد (غيرقانوني و نيروزا) انجام شده است، زيرا تمامي متغيرهاي مطالعة مربوط به زمان حاضر مي­باشند، حال آن که براي اين که بتوانيم ادعا کنيم که مثلاً افسردگي منجر به سوءمصرف مواد شده است، بايد بتوانيم ثابت کنيم که افسردگي قبل از سوءمصرف مواد وجود داشته است، بنابراين وارد ساختن آنها به يک مدل چند متغيره که در جستجوي رابطة عليتي باشد (و براي مثال عوامل خطر و يا عوامل پيشگويي کننده را به دست دهد) صحيح به نظر نمي­رسد. بنابراين در اين مطالعه، تنها روابط هر يک از متغيرها با سوءمصرف مواد به صورت جداگانه مورد بررسي قرار گرفت. در زمينة مصرف مواد نيروزا در بين ورزشکاران، بايد به مسائل مختلفي اشاره کرد. نخست آن که گفته شده است که برخي از ورزشکاران به دليل مشارکت در رقابت­هاي ورزشي، از مواد نيروزا استفاده مي­کنند. از آگاهي و نگرش ناقصي نيز در حيطة اثرات احتمالي جانبي اين مواد برخوردارند. در اين زمينه احتمالاً تحت تأثير دوستان و مربيان مي­باشند، ديگر آن که مسأله  دسترسي حائز اهميت مي­باشد. به عبارت ديگر، داروهاي نيروزا به سادگي در باشگاه­ها و توسط مربيان و در برخي از فروشگاه­ها در اختيار ايشان قرار مي­گيرد. بنابراين در جهت نتيجه­ گيري از اين بخش يافته­ ها می­توان عنوان نمود که فعاليت­هاي انجام شده در اين حيطه ناکافي به نظر مي­رسد و مقابله با عرضه و تقاضا بايد مورد توجه سياست­گذاران ورزشي قرار گيرد. جلوگيري از تبليغات در اين زمينه حائز اهميت ويژه است. اين در حالي است که در برخي از باشگاه­ها، پوسترهايي قابل مشاهده است که در آن، قهرمانان بدنسازي که گويا پوست بدنشان در مقابل حجم عضلات کش آمده و رگ‌هاي سطح بدنشان مانند طناب‌هاي ضخيم عضلات را محکم در بر گرفته است، را در حالي نشان مي‌دهد که با اشاره، داروي موردنظر را نشان مي‌دهند تو گويي اين بدن تنومند نتيجة مصرف اين ماده بوده است. بنابراين ورزشکاران جوياي نام و بي‌اطلاع نيز بي‌اختيار در نتيجة اين تبليغات به مصرف اين مواد که اکثراً گران ‌قيمت نيز مي‌باشند، روي مي­آورند. مشکل ديگر، توصية مربيان و حتي پزشکان مي­باشد. اين احتمال وجود دارد که برخي از پزشکان، متخصصان، متخصصان تغذيه استفاده از اين مواد را توصيه کنند. بنابراين شيوع قابل توجه بهره­ گيري از مواد نيروزا نياز به برنامه­ هاي آتي پيشگيري و فرهنگ سازي در اين حيطه را يادآور مي­گردد.

بر اساس مطالعة حاضر، انگيزة ورزشي و مصرف داروهاي استروئيدی و... با يکدیگر همبستگي نشان مي­دادند. در زمينة ارتباط بين مصرف مواد نيروزا و انگيزة ورزش، بايد عنوان نمود که آن دسته از ورزشکاران که در تکاپوي يافتن راهي هستند که موجب برتري ايشان در رقابت‌هاي ورزشي شود، محتملاً به ميزان بيشتري از مواد نيروزا استفاده مي­ نمايند. اين احتمال وجود دارد که گرايش به مصرف داروهاي نيروزا با شوق قهرماني، كسب سود اقتصادي، داشتن شكل بدني و تناسب اندام، به رخ كشيدن قدرت و تناسب اندام خود به دوستان ارتباط داشته باشد.

علل ضرورت کاهش مصرف مواد نيروزا در ورزشکاران شامل موارد زير است: احترام به اخلاق پزشكي و ورزشي،  محافظت از سلامت ورزشكاران و  فراهم آوردن محيطي برابر براي تمامي ورزشكاران. هر گونه مواد نيروزا که به قصد افزايش كارآيي در ورزش مورد استفاده قرار گيرد، ممنوع است و نوعي تقلب در فعاليت­هاي ورزشي محسوب مي­شود و به آيندة ورزشکاران آسيب مي­زند. در اين زمينه ممکن است موجب برخوردهاي قانوني با ورزشکاران گردد.  يکي از مسائل مهم، مشکلات اخلاقي و انساني حاصل از استفاده از مواد نيروزا مي­باشد، زيرا فضاي سالم رقابتي را تحت تأثير قرار مي­دهد.

از نظر طبي، عوارض مهمي براي استروئيدهاي آنابوليک ذکر شده، که شامل عوارض برگشت پذير و غيرقابل برگشت مي­باشند از جمله مي­توان به 1) عوارض قلبي و عروقي 2) عوارض كبدي 3) بسته شدن زودرس غضروف­هاي رشد و توقف رشد قدي، رشد غيرطبيعي مو، تيرگي پوست 4) عوارض رواني از جمله افسردگي، هيجان بيش از حد، پرخاشگري، بي ثباتي عاطفي، حالت تهاجمي و خشونت، بي خوابي، اضطراب، اختلالات شخصيتي و وابستگي رواني به دارو را نام برد.

مطالعة حاضر نشان داد كه داشتن تناسب اندام خوب و به رخ كشيدن قدرت و تناسب اندام از دلايل مصرف مواد نيروزا مي­باشد. وي دوپينگ را نوعي تقلب و كلاه‌برداري در ورزش دانست ودر واقع دوپينگ مرگ روحي و اخلاقي است كه فرد دوپينگي مي‌پذيرد دوپينگ كند.

همچنين بر اساس مطالعة حاضر، ميزان رضايت از بدن در گروه مصرف کننده کورتيکوستروئيد به ميزان معني­ داري بيشتر بود. بنابراين، نمي­توان ادعا نمود که عدم رضايت از بدن، منجر به سوءمصرف مواد شده است. يافتة مطالعه حاضر ممکن است ناشي از اثر افزايشي رضايت از بدن به دنبال مصرف کورتيکوستروئيدها باشد


[1] - Multidimensional Body-Self Relations Questionnaire (MBSRQ

دانشگاه علوم بهزیستی...مراکز پژوهشی دانشگاهگروه های آموزشیمراکز درمانیکتابخانه مرکزیتماس با دانشگاه

 Copyright © 2009 U.S.W.R  - All rights reserved .     دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی