آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 3199 | بازدیدکنندگان آنلاين : 5 
شنبه ٠٤ آذر ١٣٩٦
صفحه اصلي >  پژوهش > فهرست موضوعی طرح های پایان یافته > بخش اول:پيشگيري از مصرف مواد  > 2-تدوين الگوي پيگيري بر اساس عوامل خطرساز و محافظت کننده  
2-تدوين الگوي پيگيري بر اساس عوامل خطرساز و محافظت کننده
 

عنوان طرح:

تدوين الگوي پيگيري بر اساس عوامل خطرساز و محافظت­کننده در  دانش­آموزان دبيرستاني تهران

دكتر کتايون خوشابي

1386

مقدمه

    مسألة مواد مخدر در برابر دسته­اي از انسان­ها قرارگرفته است که به دليل کمبودهاي اقتصادي و اجتماعي، فشارهاي رواني و خانوادگي، مسايل فرهنگي و محيطي براي گريز از واقعيات دردآور زندگي بدان روي مي­آورند. سوءمصرف مواد مسأله­اي با پيامدهاي اجتماعي و بهداشتي در سرتاسر جهان است. هزينه­هايي که کشورها جهت برخورد با اين مسأله پرداخت مي­کنند بسيار بالا است.

    در حال حاضر، با در نظر گرفتن رويکردهاي نوين در سبب شناسي سوءمصرف مواد، رويکردهاي چند عاملي[1] و علّي- تعاملي[2] به جاي رويکردهاي سنتي تک عاملي مورد توجه قرار گرفته­اند و به مطالعة عوامل يا همبسته­هاي سوءمصرف مواد مخدر مي­پردازند. حاصل آن نيز تبيين مناسب­تر و جامع­تر از علت­شناسي مصرف مواد بوده است. از اين رو، در مطالعات دو دهة اخير همواره تلاش شده است تا ريشه­ها و مسيرهاي منتهي شونده به سوءمصرف مواد مشخص شوند. يعني آن که اين مشکل چگونه شروع مي­شود و چگونه تداوم مي­يابد. حاصل کار، از يک سو مجموعه­اي از عوامل خطرزا  مي­باشد که احتمال مصرف مواد را افزايش مي­دهند و از سوي عوامل محافظت­کننده­اي که اين احتمال را کاهش مي­دهد.

     عوامل خطرساز و محافظت­کننده شامل چندين معني يا چندين سطح توضيح است که از همبستگي­هاي سادة آماري با يک اختلال (براي مثال، بيماري قلبي، اختلال عملکرد ذهني و وابستگي دارويي) تا مستعد بودن (يا مقاوم بودن) به رشد يک اختلال تا مکانيزم­هاي واقعي مسؤول در ايجاد يا ممانعت از يک بيماري در تغيير است. بدين جهت عوامل خطرساز و محافظت­کننده مي­توانند علامت­ها، تعديل کننده­ها يا معرف­هاي حساسيت مصرف مواد و پديده­ها و پيامدهاي وابسته باشند. اين طبقه­هاي عوامل نشان دهنده سطوح متغير يا متغيرهاي قطعيت علمي يا اختصاصي بودن تأثيري است که يک عامل معين مي­تواند به طور مستقيم خطرساز يا تأثيري محافظت­کننده بر پيامد مصرف داروي ويژه­اي ايجاد کند. براي مثال، اين که بدانيم شخص فرزند يک الکلي است، اين خود علامت و نشانه­هاي است که شخص در معرض خطر بيشتر پيامدهاي مصرف الکل (سوءمصرف يا وابستگي) است. در هر حال، تعيين علامت و نشانه مشخص نمي­سازد چگونه اين خطر ايجاد مي­شود. براي مثال خطر مي­تواند از طريق بارگيري ژنتيکي ناشي از حساسيت زياد گيرنده به الکل ايجاد شود يا خطر مي­تواند از طريق در معرض قرار گرفتن کودک به هنگام مصرف الکل در محيط خانوادگي بوجود بيايد. در اين مثال تاريخچة خانوادگي مي­تواند به عنوان يک علامت، نشانگر، معرف يا مکانيزم باشد. در حقيقت يکي از مهم­ترين  چالش­هاي علمي در زمينة سوءمصرف مواد در کاوش براي يافتن ماهيت و قدرت همبستگي­ها بين عواملي است که مرتبط با سوءمصرف و پيامدهاي آن شناخته شده­اند. 

پژوهش­ها عوامل مختلفي را به عنوان عوامل خطر و محافظت کننده در برابر سوءمصرف مواد مشخص نموده­اند. به عنوان مثال، توکر[3] و همکاران با انجام پژوهشي دريافتند که داشتن علايم افسردگي، فقر اقتصادي، عزت نفس پايين و فقدان حمايت اجتماعي به عنوان عوامل خطرساز در سوءمصرف مواد مي­باشند. علاوه بر اين، بيرز[4] و همکاران با انجام پژوهشي در آمريکا و استراليا دريافتند که در دسترس بودن مواد مخدر، کشمکش و تعارض بين والدين و مصرف مواد توسط والدين عمده­ترين عوامل گرايش به سوءمصرف مواد در نوجوانان مي­باشد. در زمينة عوامل محافظت کننده در گرايش به سوءمصرف مواد، پيکو[5] و فيتزپاتريک[6] با انجام پژوهشي در کشور مجارستان، مذهبي بودن و داشتن هويت مذهبي، مشارکت در فعاليت­هاي مدرسه و مشارکت در فعاليت­هاي ورزشي را به عنوان عوامل محافظت­کنندة عمده نام بردند. کنيازف[7] برخورداري از سلامت روان، داشتن ارتباط خوب با والدين و نگرش منفي نسبت به سوءمصرف مواد مخدر و حمايت اجتماعي بالا و برخورداري از شيوه­هاي مقابله­اي مطلوب را از عوامل محافظت کنندة مهم در برابر سوءمصرف مي­دانند. در کشور ما نيز طارميان نيز با انجام پژوهشي دريافت که مقررات موجود در خانواده و جو عاطفي خانواده از مهم­ترين عوامل محافظت کننده مي­باشند.

 

اهداف پژوهش:

        هدف کلي پژوهش حاضر، تدوين الگوي پيشگيري در سوءمصرف مواد براساس عوامل خطرساز و محافظت­کننده در سوءمصرف مواد در دانش­آموزان مقطع متوسطة شهر تهران مي‌باشد.

اهداف جزئي اين پژوهش شامل موارد زير است:

1.       بررسي نقش عوامل روان­شناختي (شيوه­هاي مقابله‌اي، نوع دلبستگي و...) به عنوان عوامل خطرساز و محافظت­کننده در گرايش به سوءمصرف مواد دانش­آموزان دبيرستاني شهر تهران.

2.       بررسي نقش عوامل خانوادگي محيطي اجتماعي (جو عاطفي خانواده، مصرف مواد مخدر در بين اعضاي خانواده و...) به عنوان عوامل خطرساز و محافظت­کننده در گرايش به سوءمصرف مواد دانش­آموزان دبيرستاني شهرتهران.

 

روش تحقيق:

       اين پژوهش از نوع علّي مقايسه­اي مي­باشد که آزمودني­هاي آن 1124 دانش­آموز از کلية دانش­آموزان دبيرستان شهر تهران که با استفاده از روش نمونه­گيري طبقه‌اي و خوشه‌ايِ چند مرحله‌اي انتخاب شده بودند. در اين پژوهش از ابزارهاي پرسشنامة مواد و مشروبات الکلي، پرسشنامة برنامه­ريزي براي پيشگيري، پرسشنامة پاسخ­هاي مقابله­اي رابينگر و موس، پرسشنامة  دلبستگي کوبينز و ريد و پرسشنامة عزت نفس کوپر اسميت و پرسشنامة هوش هيجانی بارون استفاده شده است.

     تحقيقات نشان داده که پرسشنامه­هاي استفاده ‌شده داراي پايايي بالا و روايي آن نيز مطلوب توصيف شده است. در اين پژوهش براي مقايسة ميانگين متغيرهاي پژوهش در گروه­هاي مختلف از روش­هاي آمار استنباطي مقايسه‌اي نظير آزمون T و آزمون خي‌دو استفاده شده است و براي بررسي نقش هر يک از متغيرهاي پژوهش در پيش­بيني گرايش به مصرف مواد از روشهاي تحليل رگرسيون لوجستيک و تحليل سير استفاده گرديد. همچنين به منظور برازندگي مدل نظري طراحي ‌شده براساس يافته‌هاي پژوهش و يافته‌هاي قبلي از روش معادلات ساختاري استفاده خواهد شد.

 

بحث و نتيجه­گيري:

     نتايج پژوهش نشان داد که دانش­آموزان مصرف کنندة مواد بيشتر از سبک مقابله‌اي هيجان‌ مدار استفاده مي­کنند و در مقابل دانش­آموزان غيرمصرف­کنندة مواد بيشتر از سبک مقابله‌اي مسأله‌ مدار استفاده مي­کنند. دانش­آموزان مصرف­کنندة مواد در مقايسه با دانش­آموزان غيرمصرف­کنندة مواد در مواجهه با مشکلات از مهارت­هاي مقابله‌اي ناکارآمدتري بهره مي­گيرند. اين بدان معناست که افراد وابسته به مواد در مواجهه با مشکلات به جاي تمرکز به مسأله و ارزيابي دقيق آن برخوردي هيجاني با مسأله دارند. نتايج پژوهش نشان داد که دانش‌آموزان مصرف کنندة مواد ازعزت نفس پایين‌تري نسبت به دانش­آموزان غيرمصرف­کنندة مواد برخوردار هستند. پژوهشگران به اين نتيجه رسيده‌اند که عزت نفس مستقيماً بر ارتباط نوجوانان با همسالان مصرف­کنندة مواد تأثير مي‌گذارد که خود به طور غيرمستقيم مصرف آزمايشي مواد را متأثر مي‌سازد. جواناني که مواد مصرف مي­كنند داراي منبع كنترل بيروني و اعتماد به نفس کمتر در قياس با آنهايي که مواد مصرف نمي­كنند، هستند. همچنين دانش­آموزان مصرف کنندة مواد از دلبستگي ايمن پايين‌تري نسبت به پدر و مادر برخوردار مي‌باشند. علاوه بر اين، مشخص گرديد که دانش­آموزان مصرف کنندة مواد داراي جو خانوادگي آشفته‌تري نسبت به دانش­آموزان غيرمصرف‌کنندة مواد می­باشند. مهارت­هاي فرزندپروري ضعيف، تشديد رفتارهاي ضداجتماعي را در دورة کودکي و نوجواني به همراه دارد و پيش­بيني­کنندة مصرف مواد در دورة نوجواني است. پويايي مثبت خانوادگي با برقراري پيوند مثبت ميان اعضاي خانواده ارتباط دارد و روابط نزديک متقابل و تقويت کنندة کودک و والدين با کم شدن احتمال مصرف مواد در ارتباط است. آشفتگي محيط خانواده، وجود تعارضات خانوادگي، طرز برخورد اعضاي خانواده با همديگر و ساختار معيوب خانواده زمينه را براي اعتياد فرزندان فراهم مي­کند. دلبستگي قوي ميان والدين و کودک به دروني‌کردن رفتارها و هنجارهاي مرسوم مي‌آن جامد که اين خود احتمال مصرف مواد را کاهش مي‌دهد. همچنين نظارت و کنترل فعاليت­ها و روابط کودک از سوي والدين آنها را در برابر سوءمصرف مواد محافظت مي­کند.



[1]-multifactor approaches 

[2]-interactive causal

[3]-Tucker

[4]-Byers

[5]-Piko

[6]-Fitzpatrick

[7]-Knyazev

 

دانشگاه علوم بهزیستی...مراکز پژوهشی دانشگاهگروه های آموزشیمراکز درمانیکتابخانه مرکزیتماس با دانشگاه

 Copyright © 2009 U.S.W.R  - All rights reserved .     دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی